( وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤولًا ) .
و اگر حكمى تازه آوردم يا حكمى را تغيير دادم ، مستحق سرزنش و سزاوار عذاب و شكنجهام و به خداى پناه مىبرم از خشمش و به دو روى مىكنم در توفيق براى طاعتش و اينكه ميان من و معصيتش حايل شود و بر من و مسلمانان عافيت ارزانى دارد .
( جامعه و جفر ) بر خلاف اين امر دلالت مىكنند و من نمىدانم كه با من و شما چه خواهد شد . فرمان و حكم تنها از آن خداست او به حق داورى مىكند و بهترين داوران است .
« امّا من فرمان اميرالمؤمنين را به جاىآوردم و خشنودى او را برگزيدم . خداى من و او را حفظ كند و خداى را در اين پيمان بر خود گواه گرفتم و هم او به عنوان گواه بس است » . « 1 »
در اين نامه نكاتى است كه از سخنان درخشان امام بدانها پىمىبريم :
اوّلًا : آنحضرت مىفرمايد :
« ( مأمون ) آنچه را كه ديگران از حق ما نشناخته بودند ، باز شناخت » . زيرا آنحضرت با هارون ، پدر مأمون ، و نظام عبّاسى برخورد داشت و آنان اصلًا حرمت رسول خدا صلى الله عليه و آله را پاس نمىداشتند .
ثانياً : او فرمود :
« هر كس گرهى را كه خداوند به بستن آن فرمان داده ، بگشايد . . . » اشاره به خباثت ضماير و نقشههاى توطئهآميز بر ضدّ ولايت است .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 152 - 153 .