رواج مىيافت . اين امر نتيجهء طبيعى نهضت « ترجمه » بود كه عبّاسيّان بدون هيچ آگاهى و بينشى ، به ترويج آن مىپرداختند .
همچنين فرماندهان سپاه كه ركن اصلى نظام بودند ، هيچ اعتمادى به نظام مأمون نداشتند . هرثمة بن حازم ، يكى از رهبران سپاه ، خطاب به مأمون مىگويد : « اى امير المؤمنين آنكه دروغت مىگويد هرگز خير تو را نمىخواهد و آنكه به تو راست مىگويد هرگز خيانتت نمىكند .
فرماندهان را جرأت خلع مده كه تو را خلع مىكنند و آنان را به نقض پيمان سوق مده كه پيمان و بيعت تو را خواهند شكست . « 1 »
شايد بتوان به تمام اينها ، حالت گستاخى و ريختوپاشى را كه ميان دولتمردان و افراد نزديك به دستگاه آنها شايع و حاكم بود ، نيز افزود .
نظام خود براى سرگرم ساختن دولتمردان از توجّه و پرداختن به حقايق تلخى كه مسلمانان در آن به سرمىبردند ، بدين حالت دامن مىزد . اگر تا ديروز خاندان برمك ، شهسواران اين ميدان بودند ، اينك خاندان سهل جاى آنان را گرفتهاند و آنچه برخى مؤرّخان در بارهء ازدواج خليفه با پوران و اسراف و تبذيرهايى كه در اين ميانه به انجام رسيده بود ، مىگويند خود بر اين نكته گواهى مىدهد .
امام رضا و مبارزه با فساد
هنگامى كه در سورهء هود يا ديگر سورههاى قرآنى كه داستان رسالت
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، به نقل از تاريخ مسعودى ، ج 3 ، ص 389 .