دانشمند مسيحى بسيار هراسان شد و گفت : آيا نگفتى كه از علماى آنان نيستى ؟ ! پدرم به او گفت : گفتم از جاهلان آنان نيستم . اصحاب هشام اين گفتگوها را مىشنيدند ، آنگاه دانشمند مسيحى به پدرم گفت :
آيا از تو پرسش ديگرى كنم ؟ پدرم پاسخ داد : بپرس . مرد پرسيد : از كجا ادعا مىكنيد كه ميوهء بهشت هميشه تر و تازه و موجود است و هيچ گاه نزد بهشتيان از بين نمىرود ؟ دليل شما بر آنچه ادعا مىكنيد چيست ؟ گواهى معروف و شناخته شده ارائه دهيد . پدرم به او پاسخ داد : دليل ما بر اين ادعا خاك ماست كه همواره ، تر و تازه و موجود است و هيچ گاه نزد تمام مردم دنيا از بين نمىرود . دانشمند مسيحى از شنيدن اين پاسخ به شدّت مضطرب شد و گفت : آيا نگفتى كه از علماى آنان نيستى ؟ پدرم گفت :
گفتم : از جاهلان آنان نيستم .
دانشمند مسيحى گفت : آيا از تو مسألهء ديگرى بپرسم ؟ پدرم فرمود :
بپرس ، گفت : به من بگو كدام وقت است كه نه آن را جزو اوقات شب محسوب مىكنند و نه جزو اوقات روز ؟ پدرم به او پاسخ داد : اين همان ساعت ميان طلوع فجر تا طلوع آفتاب است كه دردمند در آن آرام مىيابد و شب زنده دار در آن مىخوابد و بى هوش در آن بهبود مىيابد . خداوند اين ساعت را در دنيا براى راغبان ، رغبت و در آخرت براى كسانى كه براى آخرت فعاليت مىكردند دليل روشن ، و براى متكبران جاحد كه آخرت را ترك كردهاند حجتى بالغ قرار داده است .
امام صادق عليه السلام فرمود : دانشمند نصرانى از شنيدن اين پاسخ فريادى كشيد و آنگاه گفت : تنها يك پرسش باقى مانده است : به خدا از تو سؤالى
هدايتگران راه نور ، زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 75
مساهمون: شريعت
ص٧٥