اگر بگويى نمىدانست ، كفر ورزيدهاى . عبداللَّه گفت : مىدانست امام فرمود : خداوند او را دوست مىداشت چون اطاعتش مىكرد يا چون نا فرمانيش مىكرد ؟ عبداللَّه پاسخ داد : بنابر اين كه اطاعتش مىكرد . پس امام باقر به او فرمود : برخيز كه شكست خوردى .
عبداللَّه برخاست در حالى كه مىگفت : تا بر شما رشتهء سپيد از رشتهء سياه صبح آشكار شود ، خداوند خود نيك مىداند كه رسالتش را كجا قرار دهد . « 1 »
2 - قتاده يكى از برجستهترين فقيهان بصره بود ، با وجود اين بسيار دوست داشت كه امام باقر را ديدار و با وى مناظره كند . چرا كه مدينه در آن هنگام پايگاه فقه و تفسير و ديگر معارف الهى به شمار مىآمد و از همين رو بود كه آوازه علم و دانش امام باقر تا افقهاى دور دست پيچيده بود .
قتاده ، نيز به همين خاطر به مدينه آمد و سراغ امام را گرفت و چون با آنحضرت رو به رو شد ، امام از وى پرسيد : تو فقيه مردم بصرهاى ؟ قتاده گفت : آرى . امام به وى فرمود : واى بر تو اى قتاده . همانا خداوند عزّوجلّ عدّهاى را آفريده آنان را بر خلق خويش حجّت قرار داد ، پس آنان ستونهاى خداوند بر زمينند و فرمان او را راست مىگردانند و بر گزيدگانند در علم او ، پيش از خلق آنان را آفريد و آنان سايههاى عرش اويند .
قتاده ديرى خاموش ماند و آنگاه گفت : خداوند حال تو را نكو
هامش
( 1 ) - فى رحاب ائمّة اهل البيت ، ص 9 .