كه با حديث نبوّى تفسير شده است ، امّا اساس حقيقى علم آنان نور عقلى است كه با ايمان و الهام در قلوب خدا شناسان شعله مىگيرد . اين همان عقلى است كه به مردم ، اندكى از آن اعطا شده و در عوض خداوند پيامبران و جانشينان آنها را از آن كاملًا بهرهمند ساخته است .
در واقع درخشش نور عقل نزد انسانها و تجلّى آن در معارف اوّليهاى كه هر شخصى آن را مىداند و در ارزشهايى كه مردم در ميان خود حاكم گردانيدهاند و در پرتو افشانيها و روشنگرايهايى كه فقط نزد گروهى از مردم يافت مىشود و آنان را به نوابغ و سران و بزرگان تبديل مىكند و . . .
ما را به معنى علم تكوينى كه پروردگار در قلب اولياى برگزيدهء خويش افكنده است ، رهنمون مىشود . در حديث آمده است :
« العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء » « 1 » .
به نظر مىرسد كه برخى از مردم در وجود چنين علمى نزد پيامبران و امامان و گروهى از فقهاى امّت ترديد مىكنند و بدين سخنان خداوند استناد مىجويند كه :
( وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَايَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ) « 2 » .
« وكليدهاى غيب پيش او ( خدا ) است كه كسى جز او از آنها آگاهى ندارد . »
و : ( قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ) « 3 » .
هامش
( 1 ) - علم نورى است كه خداوند در قلب هر كه خواهد ، بيفكند .
( 2 ) - سورهء انعام ، آيهء 59 .
( 3 ) - سورهء نمل ، آيهء 65 .