پروفسور هولميادر ، نويسندهء انگليسى ، در اين باره مىنويسد :
« جابر بن حيان ، شاگرد و يار جعفر صادق بود . او در پيشواى ارجمندش تكيهگاه و ياور و رهبر و امين و فرد موجهى را مىديد كه هيچ گاه نمىتوانست از او بىنياز شود . جابر با راهنمايى استادش كوشيد تا علم شيمى را از خرافاتى كه از اسكندريه گريبانگير آن شده بود ، پيراسته ورها سازد و البته در اين راه تا حدّ فراوانى هم كامياب شد بدين سبب بايد نام جابر را در كنار اسم ديگر نامآوران اين دانش در جهان امثال « بويله » و « لاوازيه » و . . . قرار داد » . « 1 »
دهها و بلكه هزاران اعتراف ديگر از سوى نويسندگان مسلمان و محدثان و قدما و بويژه معاصران آن امام در اين باره موجود است تا آنجا كه بايد گفت جهان از فضل و دانش سرشار و آگاهى گسترده و فزون از حد آنحضرت ، آكنده گشته است .
بخشندگى و جوانمردى امام
1 - سعيد بن بيان گويد : روزى مفضل بن عمر به من و خواهرم برخورد كرد و ما در بارهء ميراثى مشغول گفتگو و مشاجره بوديم . مفضل ساعتى نزد ما درنگ كرد و آنگاه گفت : بياييد به خانه . ما به خانهء او رفتيم و او با پرداخت 400 درهم ميان ما سازش برقرار كرد . وى اين مبلغ را از نزد
هامش
( 1 ) - اين اعترافات و دهها نمونه ديگر از آنها را مىتوانيد در كتاب الامام الصادق نوشته استاد الدخيل ، فصل امام در چشم بزرگان و دانشمندان ، ص 86 - 111 بخوانيد .