صادق عليه السلام را اعدام كند . فرمانده نيز فرمان والى را به اجرا گذاشت چون « معلى » به شهادت رسيد ، امام در حالى كه نسبت به حكم صادر شده از سوى والى بسيار خمشگين بود ، رو به او كرد و فرمود : دوست مرا كشتى و چيزى را كه از آنِ من بود گرفتى ! ! آيا نمىدانى كه مرد ممكن است در سوگ و عزاى فرزند خود آرام بنشيند ، امّا در مقابل جنگ آرام نخواهد بود .
والى عذر آورد كه او قاتل مستقيم « معلى » نبوده است .
آنگاه آنحضرت نزد فرماندهء نيرو رفت . او به جُرم خود اعتراف كرد .
دستور داد گردنش را بزنند . والى نيز او را به خاطر جُرمى كه مرتكب شده بود ، گردن زد .
هدايتگران راه نور ، زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (ع) (فارسى) — صفحة 49
مساهمون: شريعت
ص٤٩