پاسخ مىگفت . كافرانى كه آنجا حضور داشتند از ابن ابى العوجاء در خواست كردند كه در محضر امام گستاخى كرده سؤالى بپرسد كه وى را در ميان اطرافيانش رسوا سازد .
ابن ابى العوجاء در خواست آنان را پذيرفت . پس از آنكه مردم از گرد امام صادق عليه السلام پراكنده شدند ، ابن ابى العوجاء نزد آنحضرت رفت و گفت : اى ابو عبد اللَّه ! مجلسها اماناتند « 1 » و هر كه را سُرفه گريبا نگير شود نا گزير از سرفه كردن است . آيا به من اجازهء پرسش مىدهى ؟ امام فرمود : هر چه مىخواهى بپرس .
ابن ابى العوجاء پرسيد : چقدر مىخواهى اين خرمن را لگدمال كنيد و به اين سنگ پناه آريد و اين خانهء ، بر افراشته بر سنگ و كلوخ را بپرستيد و گرداگردش چونان شتر هروله كنيد ؟ ! اينجا كسانى هستند كه در اين باره مىانديشند و اين كارها را كردار فردى بى خرد و بى بصيرت مىدانند . پاسخم گوى كه تو رأس اين امر ( دين ) و بزرگ آن هستى .
امام صادق در پاسخ او فرمود :
« راستى هر كه را خداوند گمراه و دلش را كور كند ، حقّ را نا ديده انگارد و به جستجوى آن بر نخيزد و شيطان دوست و صاحب او مىشود و او را به وادى هلاكت مىافكند و بيرونش نمىبرد . اين خانهاى است كه خداوند بدان آفريدگانش را به بندگى گرفت تا با آمدن به سوى آن
هامش
( 1 ) - « ان المجالس أمانات » ، اعراب اين عبارت را وقتى كه مىخواهند چيزى بگويند كه از مردم پنهان بماند ، به كار مىبرند . ( مؤلف )