بنابر اين جز مكتب امام صادق هيچ مدرسه و مكتب فكرى اسلامى ، باقى نماند كه از كيان و وحدت و اصالت خود در تمام ابعاد زندگى محافظت كند . علّت اين امر آن بود كه پيروان اين مكتب ، به اين مدرسه و افكار آن كاملًا اعتماد داشتند و همين اعتماد بود كه آنان را به نگاهبانى از اين مكتب و چهرهء ويژه آن در طول قرنها وامىداشت تا آنجا كه آنان رواياتى را كه در اين مدرسه مىشنيدند دهان به دهان بازگو مىكردند و اگر چيزى مىنوشتند تا هنگامى كه از كسانى كه اين روايات را از امام نقل مىكردند ، اجازهء مخصوص نمىگرفتند ، به نشر آنها همّت نمىگماردند .
اگر ما بدانيم كه فرهنگ اسلامى ، اعم از شيعى و سُنى ، بر پيشوايان معاصر با امام صادق عليه السلام ، همچون پيشوايان مذاهب چهار گانهء اهل سنّت كه مسلمانان تنها بر مذاهب آنان تمسّك كردهاند ، تكيّه داشته است و دريابيم كه اكثر اين پيشوايان انديشههاى دينى خود را از اين مكتب بهرهگرفتهاند تا آنجا كه ابن ابىالحديد ثابت كرده است كه علم مذاهب چهار گانه اهل سنّت در فقه ، به امام صادق بازگشت مىكند و مورّخ مشهور ، ابو نعيم اصفهانى در اين باره گفته است : شمارى از تابعان از امام صادق روايت نقل كردهاند از جمله : يحيى بن سعيد انصارى ، ايوب سختيانى ، ابان بن تغلب ، ابو عمرو بن علاء و يزيد بن عبداللَّه بن هاد و همچنين پيشوايان برجسته از او نقل حديث كردهاند . كسانى همچون :
مالك بن انس ، شعبه حجاج ، سفيان ثورى ، ابن جريح ، عبداللَّه بن عمر ، روح بن قاسم ، سفيان بن عيينه ، سليمان بن بلال ، اسماعيل بن جعفر ، حاتم بن اسماعيل ، عبد العزيز بن مختار ، وهب بن خالد ، ابراهيم بن
هدايتگران راه نور ، زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (ع) (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: شريعت
ص١٥