خدا را در حالى كه در كنار رود فرات بود ، تشنه به قتل رساندند .
گريهء او دل دوستداران و اهل بيتش را به درد مىآورد .
روزى يكى از دوستدارانش به آنحضرت عرض كرد : اى پسر رسول خدا فدايت گردم من مىترسم كه شما از بين برويد ! فرمود : من از اندوه و غم خويش به خدا شكايت مىبرم ، درباره خدا چيزى مىدانم ، كه شما نمىدانيد . من هرگاه قتلگاه بنىفاطمه را به ياد مىآورم اشك گلو گيرم مىشود . « 1 »
ب - گريه ، تنها رسالتى نبود كه امام زين العابدين آن را براى ثبت در تاريخ بر دوش گيرد . بلكه آنحضرت رسالت « ايجاد حركتهاى انقلابى » را برگزيد . از همان روزهاى آغازين حماسهء كربلا ، سخنان اهل بيت عليهم السلام و در پيشاپيش آنها سخنان امام سجّاد و حضرت زينب كبرى در ويران كردن ديوار سكوت و ترديد و ترس در كوفه و شام و سپس در مدينه منوره ، نقش بسيار بزرگى ايفا كرد .
بنابر بعضى از روايات تاريخى هنگامى كه « اشدق » ، عامل يزيد از ترس قيام مردم مدينه ، اهل بيت را در شهرهاى اسلامى پراكنده كرد ، براى نشان دادن مظلوميّت امامحسين در هر محفلى ، منبر و دستگاه تبليغاتى نيرومندى برپا شد .
يكى از مشهورترين سخنرانيهاى امام سجّاد عليه السلام ، سخنرانى عميق و جالبى است كه در مسجد شام ايراد كرده و حاوى طرح و شيوهاى براى
هامش
( 1 ) - البكّائون الخمسة ، ص 209 .