« من بر تو از يأست بيش از گناهت مىترسم . ديهاى براى خانوادهء ( مقتول ) بفرست و خود به سوى خانوادهات روانه شو . در پى دينت باش » .
زهرى گفت : سرورم مشكل مراحل كردى . خدا خود آگاهتر است كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد .
زهرى به خانهء خود رفت و در شمار ياران امام على بن الحسين عليهما السلام جاى گرفت . از اين رو يكى از بنىمروان به طعنه به او مىگفت : زهرى ، پيامبرت ، ( يعنى امام سجاد ) چه مىكند ؟ ! « 1 »
از اين روايت مىتوان پىبرد كه خداوند چه گونه مردم را به وسيلهء امام هدايت مىكند تا آنجا كه كار گزار بنى اميّه و يكى از بزرگترين و مشهورترين علما در نزد فرقههاى اسلامى همچون زهرى را به راه راست رهبرى مىنمايد .
د - سعيد بن مسيب بن حزن از تابعين بزرگى بود كه به دست امير مؤمنان تربيّت شده بود و در خط اهل بيت عليهم السلام جاى داشت و جزو اصحاب برگزيدهء امام سجّاد بود آنحضرت در بارهء وى فرموده است :
« سعيد بن مسيب داناترين مردم به آثار گذشتگان است » . « 2 »
روزى ، مردى به سعيد گفت : هيچ كس را از فلانى پرهيز كارتر نديدم .
سعيد گفت : آيا على بن الحسين را ديدهاى ؟ مرد گفت : نه . سعيد گفت :
من هيچ كس را از او پرهيزگارتر نديدم . « 3 »
هامش
( 1 ) - عوالم العلوم ، ج 18 ، ص 282 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 46 ، ص 133 .
( 3 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ج 3 ، ص 196 .