آنحضرت فرستاد و به فرستادهاش گفت : او ( سجّاد عليه السلام ) شب را به نماز مىايستد و چون سپيده بردمد نماز صبح مىخواند ، و مىخوابد ، سپس بر مىخيزد و مسواك مىكند و آنگاه برايش غذا مىآورند . پس چون به در خانه آنحضرت رسيدى ، در بارهء او بپرس . اگر گفتند كه بر سفره نشسته و غذا پيش رويش نهادهاند ، از او اجازهء ورود بگير و اين هر دو سر را بر سفره او بنه و بگو كه مختار به تو سلام رساند و گفت : اى فرزند رسول خدا خداوند انتقام تو را گرفت .
فرستادهء مختار ، مأموريت خود را همان گونه كه دستور گرفته بود انجام داد . پس چون امام زين العابدين عليه السلام سرهاى ابن زياد و ابن سعد را بر سفرهء غذايش ديد به سجده در افتاد و گفت : « خدا را سپاس كه دعايم را مستجاب كرد و كين مرا از قاتلان پدرم گرفت » .
آنگاه براى مختار دعا كرد و براى او پاداش نيكو درخواست كرد « 1 »
هنگامى كه به گوشهاى از شخصيّت امام زين العابدين عليه السلام پى مىبريم و با فناى او در ذات خداوند و ذوب او در عشق خداوندى و خلوصش از آلودگيهاى مادى آشنا مىشويم ، به گوشهاى از فلسفه ولايت و رهبرى نيز آگاهى مىيابيم و مىتوانيم بفهميم كه چرا در اسلام آيات و روايات اين همه بر اصل ولايت و رهبرى سفارش و تأكيد كردهاند . زيرا ولايتى همچون ولايت امام سجّاد عليه السلام است كه توان پالايش نفس انسانى را دارد .
و آن را به معراج كمال مىرساند .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 46 ، ص 51 - 53 .