معاويه و آگاه كردن انديشمندان و ديندارانى كه بر برخى از شرطهاى اين صلح نامه مخالفت مىكردند ، انتخاب كرد .
امام حسن براى قانع كردن گروهى از مسلمانان به صلح با معاويه ، رنج فراوانى متحمّل شد ، زيرا جانها در اشتياق نبرد با معاويه مىسوخت و همين امر موجب مىشد كه آنان بيعت با وى را خوشايند ندانند . افزون بر اينكه ساده لوحان خوارج عقيده داشتند كه هر كس حكومت را به معاويه بسپارد به كفر گراييده است و حتّى نسبت به آنحضرت گفتند :
« به خدا سوگند اين مرد كافر شده است » ! « 1 »
امام حسن عليه السلام پس از انعقاد صلح نامه با معاويه براى مردم سخنانى ايراد كرد و گفت :
« اى مردم ! اگر شما در تمام دنيا در پى مردى بگرديد كه جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله باشد ، جز من و برادرم كسى را نمىيابيد . معاويه بر سر حقّى با من به منازعه برخاست كه ازآنِ من بود ، امّا به خاطر صلاح امّت و جلوگيرى از خونريزى آن را به دو واگذاردم و شما با من بيعت كرديد كه با كسى كه من آشتى كنم شما نيز آشتى جوييد و من چنين صلاح ديدم كه با معاويه صلح كنم تا آنچه كردم خود حجّتى باشد بر كسى كه اين امر را آرزو مىكرد و من مىدانم ، شايد آزمونى باشد و متاعى براى مدتى چند » . « 2 »
با اين وجود حتّى برخى از اصحاب بزرگ آنحضرت نيز بر وى
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 42 ، ص 47 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 56 به بعد .