و حسين مىفرمود : « خدايا من اين دو را دوست دارم پس تو نيز آنان را و هم دوستدارانشان را دوست بدار » .
و نيز پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كه حسن و حسين را دوست بدارد من او را دوست مىدارم و هر كس را كه من دوست بدارم خداى هم او را دوست مىدارد و هر كه را خداوند دوست بدارد او را به بهشت مىبرد و هر كه حسن و حسين را دشمن دارد من نيز او را دشمن دارم و هر كس را كه من دشمن بدارم خداى هم او را دشمن مىدارد و هر كه را خداوند دشمن بدارد او را به آتش مىبرد » « 1 » .
و سخنان درخشان و گهر بار ديگرى از اين قبيل كه ما مىتوانيم يقين كنيم كه اين سخنان از جانب خود پيامبر نبود ، بلكه صادر شده از سوى وحى بود كه پيامبر جز بر طبق آن سخن نمىگفته است .
عنايت و توجّه پيامبر صلى الله عليه و آله همچنان شامل اين طفل بود تا آنكه اين كودك به جوانى برومند تبديل شد كه از سر چشمهء خير و فضيلت خود را سيراب ساخته و اينك شايستهء رهبرى مسلمانان شده بود . پيامبر اكرم و پيش از وى خداى پيامبر نيز همين شايستگى را در سيماى او ديده بودند .
از اين رو به پيامبر وحى كرد على را به جانشينى خود قرار دهد و پس از وى حسن و حسين را . پس پيامبر همواره مردم را به دوستى آنان و تبعيّت از ايشان و راه آنان فرا مىخواند .
اگر ما در چيزى شك كنيم هرگز نمىتوانيم در اين نكته به خود ترديد راه
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 43 ، ص 275 .