2 - در همين زمينه نوشتهاند كه معاويه مالى را ميان سران و بزرگان تقسيم كرد . چون بار برها مالهاى تقسيم شده را به صاحبانشان رساندن ، حاضران در بارگاه معاويه و در حضور وى در بارهء كسانى كه اين اموال ميان آنان پخش شده بود ، سخن گفتند تا آنكه به گفتگو در بارهء امام حسين عليه السلام پرداختند . پس معاويه گفت : حسين اين مال را نخست در ميان يتيمان كسانى كه در ركاب پدرش در صفين كشته شدند ، پخش مىكند و اگر چيزى از آن باقى ماند ، بدان شتر مىكشد و شير مىنوشاند . « 1 »
معاويه از سَرسختترين دشمنان امام حسين عليه السلام بود . امّا با اين وصف در چنين مواردى هيچ چارهاى نداشت مگر آنكه به بزرگى و بخشندگى آنحضرت اعتراف كند !
حضرت تا آنجا در بزرگوارى و بخشندگى پيش رفته بود كه حتى دشمن دروغگويش كه از كشتن هيچ بى گناهى باك نداشت و با كوچكترين اتهامى آنها را از ميان مىبرد و حتى كسانى همچون على عليه السلام سرور پاكان و امام حسن را از سر راه خود برداشت . بر بالاى منبر مىرفت و از فضايل امام حسين سخن مىگفت و آنحضرت را مىستود ! !
3 - آنحضرت براى ترغيب مردم به جود و سخاوت اين اشعار را مىخواند :
- چون دنيا به تو بخشيد تو نيز همهء آن را پيش از آنكه از بين برود ، بر مردم ببخش .
هامش
( 1 ) - أبو الشهداء - عباس محمود عقّاد .