و مادرم فدايت باد آيا مگر اين نوزاد عيب و نقصى دارد ؟ !
هرگز . . . كه انديشهء طلايه دار رسالت بسى گستردهتر و دور تر از افكارى است كه ديگران بدان مىانديشند . مسئوليّت و وظيفهء او بزرگتر از مسئوليّت يك پدر يا وظايف يك پدر بزرگ يا وظايف يك رهبر است .
او در حقيقت سازندهء يك امّت و يك تاريخ است و پيامبرى است كه براى بيم دادن جهانيان از سوى خداوند مأموريت يافته است .
او در انديشهء صواب خود بسى دور تر مىرود و مىگويد : گريزى از مرگ نيست و به ناچار بايد در يكى از روزها بار سفر آخرت را بست و بايد براى آينده راهى گستردهتر از آنچه كه امروز هست باز كرد و در آن آينده امّتى خواهد بود كه خود را ( امت اسلامى ) ميخواند و شخص پيامبر خدا را نمونه و راهبر واقعى خود تلقى مىكند .
بايد اين امّت از وجود هدايتگران پاك و رهبرانى معصوم برخوردار باشد تا مردم را به راه راست و به سوى خداوند بزرگ هدايت كنند .
اين پيشوايان ، چنان كه وحى بارها پيامبر را بدان آگهى داده بود ، كسانى جز خاندان وى يعنى حضرت على پسر عمويش و دو فرزند او و سپس نسل پاك آن دو ، نبودند .
امّا آيا كارها در آينده ، همان گونه كه پيامبر اكرم مىخواهد ، پيش خواهد رفت ؟ ! در واقع وجود عناصر منحرف در ميان مسلمانان ، هشدارى آشكار به پيامبر در مورد آيندهء امّت به شمار مىآمد .
وحى بارها به آنحضرت آگهى داده بود كه سرنوشت حقّى كه در وجود
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الشهداء امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 10
مساهمون: شريعت
ص١٠