گذشت و در غمى غوطه خواهم خورد كه هيچگاه از دلم بيرون نرود تا آنگاه كه خداوند براى من سرائى كه تو در آن اقامت گزيدهاى ، برگزيند .
اندوه دلخراش حزن برانگيزاننده ، چه زود ميان ما جدائى انداخت . و من از اين به خداى شكوه مىبرم . و به همين زودى دخترت به تو آگاهى خواهد داد از اجتماع امّت تو براى ستم كردن به او ، تمام ماجراها را هم از او بپرس ، از وى دربارهء رفتارشان با ما بپرس . چه آتشى در سينه داشت امّا راهى براى گفتن آن نيافت . او خود به زودى تمام اين ماجراها را خواهد گفت ، و خداوند در اين باره داورى فرمايد كه او بهترين داوران است » « 1 » .
زهرا عليها السلام شرارهاى از محبّت شد و گرما و روشنايى او هيچگاه در دل مؤمنان به سردى و خاموشى نخواهد گراييد . او پرچم مبارزهاى شد كه هرگز مكتبيان مسئول آن را از دست بر زمين نخواهند انداخت . او پرتو اخلاق نيكو و و الا و عدالتطلبى بود كه پهنه سپيدهدمان را به رنگ خون به ناحق ريخته ، و حق خيانت شدهاش نمايان مىسازد ، و بدين وسيله تاب و تپش انقلاب را در رگهاى جوانمردان به جريان مىاندازد . تا در مسير جهاد مقدّس خودش برضدّ زورمداران و فرصتطلبان و خشك مقدّسان از اين شرارهء پاك توشه برگيرند .
امّت ما امروز پيش از هر روز ديگر به احياى ياد فاطمه عليها السلام نيازمندتر است تا او را مقتداى خود قرار دهد و در اين ميان مسئوليّت مردان بيشتر از زنان است .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 34 ، ص 191 - 193 .