زن نيز دربارهء مرد تحقيق مىكردند و اگر او را شايسته مىيافتند مهريه سادهاى تعيين مىكردند و دخترشان را بدون تشريفات و رفت و آمدها ، به ازدواج مرد درمىآورند و از تشكيل جلسات طولانى و بدون فايده خوددارى مىكردند . كه گويى اينك ازدواج به مثابهء تعيين روابط بينالمللى ميان ملّتها درآمده است ، كه در برخى از كشورها هماكنون نيز اين رفتار و طرز فكر ديده مىشود .
براى همين است كه مىبينيم اميرمؤمنان ، على عليه السلام خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآيد ، سلام مىكند و در جاى خود قرار مىگيرد . پيامبر علّت آمدنش را جويا مىشود و حضرت امير موضوع ازدواج با فاطمه را مطرح مىكند و پيامبر با خوشرويى تمام از پيشنهاد او استقبال مىكند .
دوّم : قبول پيشنهاد خواستگارى
پيامبر پيشنهاد على را به طور قطعى نمىپذيرد ، مگر پس از آنكه اين پيشنهاد را براى فاطمه با تفاصيل آن عرضه كند . آنحضرت از سوابق على و فضايل و مناقب او مىگويد و فاطمه نيز سكوت مىكند و بدين ترتيب رضايت خويش را اعلام مىدارد .
پيامبر صلى الله عليه و آله با ديدن سكوت فاطمه زهرا مىفرمايد : اللَّه اكبر ، سكوت فاطمه نشان رضايت او به اين پيوند است .
اسلام زنرا انسانىصاحب كرامتبهشمار مىآورد كه حقدارد سرنوشت خود را برگزيند . اگرچه پدر نيز اين حق را دارد كه در انتخاب