كه فاطمه نه يگانه دختر پيامبر بود و نه دختر بزرگ وى ، و يا پسر او .
امّا بايد بدانيم كه بزرگى و كوچكى سن در اسلام ، معيارى پذيرفته نيست چنان كه مرد و زن بودن نيز نمىتواند ملاك ارزشها قلمداد شود .
بلكه معيارى كه اسلام به رسميّت مىشناسد . همان حكمت بالغهاى است كه خداوند برطبق آن هر كارى را كه مىخواهد مىكند .
معيار ديگرى نيز در اسلام از رسميّت برخوردار است كه همان كردار شايسته است . هريك از اين دو مقياس جايگاه ويژهاى دارند .
مقياس نخست : در امور مربوط به هستى ، حكومت دارد ، يعنى در مرحله تكوين . بنابراين آفرينش خورشيد و ماه و زمين و . . . براساس همين مقياس بوده است و اين آفريدهها تماماً در برابر حكومت خداوندى سر تسليم فرود مىآورند .
مقياس دوّم : در امور تشريعى جريان دارد ، يعنى در بُعد اختيارى كه انسان را به خاطر آن صاحب اختيار و اراده خواندهاند .
اگر بخواهيم انسان پاكى را كه خداوند نيز او را دوست مىدارد ، بشناسيم بايد او را برطبق مقياس دوّم بسنجيم . بايد فقط به كردارش بنگريم و به كارهايى كه اين فرد ، با اراده و ميل و خواست خويش انجام مىدهد ، توجّه كنيم . امّا مقياسهايى مانند نسب ، نژاد ، كشور و يا مسائلى از اين قبيل ، هيچگاه درنظر اسلام پذيرفته نبودهاند .
اسلام براى هزار ابولهب دربرابر يك سلمان ارزش قائل نيست . اگرچه ابولهب عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و فرزند سرور قريش ، عبدالمطلّب ، از خاندان
هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى) — صفحة 17
مساهمون: شريعت
ص١٧