مسلحش به حركت خود ادامه داد و بدين وسيله از حملهء مسلمانان به كاروان رهايى يافت .
كفار قريش با آنكه از نجات كاروان تجارى خود آگاه شدند ، همچنان به سوى مدينه حركت مىكردند و به خوداجازه نمىدادندپيشاز سركوب مسلمانان و شكستن ابهّت آنان ، به مكّه بازگردند .
پيامبر به قصد تصرف كاروان قريش به سوى مكّه حركت مىكرد وقريش به قصد سركوب مسلمانان به طرف مدينه مىآمد . درهمين حال اين دو سپاه در سر چاهى موسوم به « بدر » با يكديگر روبهرو شدند .
پيامبر خود را براى جنگ به معناى واقعى ، آماده نكرده بود ، ولى قصد داشت بر اموال تجارى قريش دست يابد . امّا با اين وجود ، وى بازگشت به مدينه را شكست تلقى مىكرد ؛ و براى آنكه مبادا كفّار ، با اين كار طمع نابودى مسلمانان را درسر بپرورانند ، به خود اجازهء عقبنشينى و بازگشت نداد .
اين نخستين ميدانى بود كه مسلمانان در تاريخ جديد خود ، در آن دست و پنجه نرم مىكردند . اين جنگ در سال دوّم هجرى روى داد .
شمار نيروى كفار از مرز 950 تن مىگذشت درحالى كه تعداد مسلمانان تنها به 313 تن مىرسيد . با همهء اين احوال ، مسلمانان با پيروزى تمام اين نبرد را به پايان رساندند و خسارتهاى فراوانى به دشمن وارد آوردند و با عنايت خداوند آنها را تار و مار كردند .
تاكتيك جنگ در جزيرة العرب بدينگونه بود كه نخست دو نفر در
هدايتگران راه نور ، زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفى (ص) (فارسى) — صفحة 46
مساهمون: شريعت
ص٤٦