و به من بگرويد و مرا تصديق كنيد و از شر دشمنانم در امان نگاه داريد تا من نيز به شما بگويم چرا خداوند مرا مبعوث كرده است » .
قريش براى خنثىكردن اثر دعوت پيامبر ، كسانى را به دنبال آنحضرت روانه مىكردند تا مردم را از طاعت او برحذر دارند و دعوتش را لوث كنند . اكثر اوقاتابولهب ، عموى پيامبر ، اين وظيفه را برعهده مىگرفت « 1 » .
قبيلههاى عرب نيز بر عبادت خدايان خيالى خويش پا مىفشردند وتعصب مىورزيدند و پيروى از آيين پدران خود را ترجيح مىدادند . از طرف ديگر آنها از قريش هم مىترسيدند . چون اگر اسلام مىآوردند بطور قطع بايد خود را براى جنگ با قريش آماده مىكردند . از اين رو دعوت پيامبر را نمىپذيرفتند و آنحضرت را به نيكى يا بدى از خود مىراندند .
يثرب . . . مشرق اسلام
تنها يك قبيله دعوت پيامبر را پذيرفت . اين قبيله در يثرب ( مدينه ) مسكن داشتند ، و به دو طايفه اوس و خزرج تقسيم مىشدند . همواره بين اين دو طايفه جنگ و خونريزى برپا بود بطورى كه هر دو از اينهمه ستيزه و نزاع به ستوه آمده بودند .
مردم « يثرب » سخن پيامبر را پذيرفتند و به دعوت او گردن نهادند و بدينگونه اسلام در شهر « يثرب » مانند طلوع خورشيد تابناك پس از شبى دراز ، آغاز به انتشار كرد .
هامش
( 1 ) - خاتم النبيّين ، ص 9 .