Skip to main content

ادلهء اثبات دعوى ( فارسي ) — Page 237

Contributors:

P.237
دليل وحجت نبود حضرت مبادرت به ارسال نامه نمىنمود وهمچنين مىتوان استدلال نمود به جريان دستور حضرت در مرض وفات به أصحاب خود كه دوات وبياض براي أو بياورند تا در آن ، آنچه كه موجب رستگارى أمت مىباشد ثبت كند ( 1 ) واگر كتابت حجت نمىبود چنين دستوري از پيغمبر لغو بود وهمچنين مىتوان به اين داستان بر حجيت كتابت در وصيت استدلال نمود چرا كه حضرت بر آن بود كه وصيت نامه سياسي خود را بنويسد . ولى به حسب نقل صاحب مستمسك مشهور فقها بر آنند كه نوشته در باب وصيت اعتبار ندارد . اما در اين زمينه صاحب جواهر مىگويد : نوشته در باب اقرار ووصيت در صورتي كه ظهور در وصيت واقرار داشته باشد ، حجت است ، تا چه رسد به صورتي كه انسان از نوشته علم پيدا كند واستدلال مىكند به اين كه نوشته مانند لفظ است ودر مرتبه دوم از وضع مىباشد ( 2 ) . هم چنين مىتوان به رواياتى استدلال كرد كه انسان را از خوابيدن در شب نهى مىكند مگر آن كه وصيت خود را زير سر خود بگذارد ( 3 ) . ووصيتي كه زير سر بايد گذاشت عبارت است از وصيت نامه مكتوب واگر سند ونوشته اعتبار نداشت پس دستور به نوشتن آن وزير سر گذاشتن لغو بود . در هر حال آنچه كه به نظر مىرسد آن است كه كتابت ونوشته در باب وصيت واقرار معتبر مىباشد . در اين مورد بايد به اين سؤال پاسخ گفت كه : آيا مىتوان
Footnote
( 1 ) الكامل في التاريخ ، ابن الأثير 2 : 320 . ( 2 ) جواهر الكلام 28 : 249 . ( 3 ) وسايل الشيعة 13 : 352 .