« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » در حديث ، وارد است كه ؛ « خداى تعالى ! فرمود : اى آفريدگان ! - كه ؛ در نعمت سرشار ، غوطهوريد ! - بگوئيد : [ تنها ، ترا ميپرستيم ! ] اى خدائى كه ؛ نعمت فراوان و رحمت گوناگون ، بما ارزانى داشتهاى ! با ذلّت و كرنش و فروتنى ! بدون ريا و شهرت و جاه ! - خالصانه ! - ترا فرمانبرداريم ! . [ و تنها از تو ، يارى مىطلبيم ! ] بر طاعت و بندگىات - آنچنانكه فرمودى - از تو كمك ميخواهيم . و از دنياى خود ، آنچه از او نهيش كردى ، حذر كنيم ! و تقوى ، پيشهء خود سازيم . و از شيطان [ كه از درگاه مقدّست دور است ! ] و از جنّ و إنس گمراه كنندهء سركش ! و از ستمگران آزارپيشه ! بدامن عصمت و پاكىات چنگ زنيم ! . » « 1 » و از رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، روايت است كه ؛ « خداى عزّ و جلّ ! فرمود : بگوئيد : إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ . ( يعنى : ) بر طاعت و بندگىات ( تنها از تو كمك ميخواهيم ! ) و در كنار زدن حيله و شرّ دشمنانت ، ( اى خدا ! از تو كمك ميجوئيم ! ) و آنچه بفرمائى ! أمر ، أمر تو است ! . » « 2 » بعد از آنكه ؛ مولى سبحانه ! در آيات اوّل ( اين سوره ) ، دقايق و نكات مهمّ شناسائى مبدأ و معاد ( بنيادى ) را بيان نمود ! و به ( فرمانبران و ) بندگان خويش ، آگهى داد كه : [ او است ، پروردگار جهان و جهانيان ! و بسوى او است ، بازگشت هرچيزى ! و براى او است ، ملك و نعمت و رحمت دو جهان ! و از اينرو ؛ هرستايش و ثنائى را شايسته ! . و بعد از آنكه ؛ نمايان ساخت كه ؛ بر عالميان ، فرض است كه بر آستانش خاضع و فروتن آيند ! و بطاعت و بندگىاش ، طوق ذلّت و خوارى ! به گردن نهند ! و خواست ؛ روش حقّ و حقيقت را در أفعال و كردار بندگان - از حيث « جبر و تفويض ، » - به پا كند ؛ ] فرمود : « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » إشاره بر اينكه ، أفعال بندگان ، براى آنها آفريده شده ! آنها ، به يارى پروردگار - بگناه و عصيان - ، دامن خويش ، نيالايند ! و به نيروى او ، توفيق طاعت و بندگى حاصل كنند ! . و إشاره بر اينكه ؛ بندگى مطلوب خدا ، آن عبادت خالصى است ، كه ؛ از بندگان ، با إراده و إختيارشان ، صادر شود ! - در حالى كه ؛ از خدا ، بر إستكمال طاعت و سنّت و اداى وظيفهاش يارى بجويند ! - اينست معنى : « الأمر بين الأمرين » ، كه با « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » ، جبر از بين ميرود ، و با « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » ، تفويض ! . و إمام صادق عليه السّلام ، بر آن [ قدرى ] « 3 » به همين آيه ، إستشهاد كرد و دليل آورد . چنان كه ؛ در تفسير
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — Page 37
Contributors: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
P.37
Footnote
( 1 ) - تفسير إمام حسن عسكرى عليه السّلام . بفصل سوّم ( پاورقى 5 ) مراجعه شود .
( 2 ) - تفسير إمام حسن عسكرى عليه السّلام . بفصل سوّم ( پاورقى 5 ) مراجعه شود .
( 3 ) - [ قدرى ] در اينجا ، فردى است كه ؛ به [ تفويض ] ، معتقد است .
إمام صادق عليه السّلام ، فرمود : -