زده ساخت ، و اصل « زبرج » نقش و نگار است و آن در اينجا كنايه از خوبى و خوشى دنيا است .
« ألَّا يقرّوا [ على ] كظَّه ظالم » « كظَّه » ( پرخورى ) يعنى ايشان نبايد صبر نمايند بر پرخورى ستمگر از مال حرام و نبايد او را بر ستم خودش امان بدهند .
« و لا سغب مظلوم » سغب ، گرسنگى است و معناى آن بازداشتن اوست از حقّى كه برايش لازم است . « لألقيت حبلها على غاربها » اين يك مثل است عرب مىگويد :
افسار شتر را بر كوهان و گردنش انداختم تا در هر كجا مىخواهد بچرد .
« و لسقيت آخرها بكأس أوّلها »
يعنى آنها را در گمراهى و كوريشان رها مىكردم .
« أزهد عندى » « زهيد » بمعنى اندك است .
« من حبقة عنز » بادى است كه از مقعد بز خارج شود ، و « عفطة » چيزيست كه از بينى آن بيرون آيد .
« تلك شقشقه » « شقشقه » چيزى است كه شتر از گوشهء دهانش بيرون مىكند وقتى هيجان
معاني الأخبار ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٥٥