تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاني الأخبار ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
آنچه در جلو هست . « عجز » : ناتوانى . « معاطس » : بينىها ( بدان جهت كه عطسه از آن بيرون آيد ) . « فنظرة » : چشم به راه باشيد و انتظار بكشيد . « ريثما تنتجوا » : مىفرمايد : صبر كنيد تا به دنيا آورد . « ثمّ احتلبوا طلاع القعب » : پرشدن كاسهء بزرگ چوبين ، و « الدّم العبيط » : خون تازه . « الزّعاف » : زهر زود كشنده . « الممقر » : تلخ . « الهرج » : كشتار . « زهيد » : اندك .

باب 403 - معنى زبى و طبيين

1 - أصبغ بن نباته گويد : وقتى عثمان پور عفّان در محاصره قرار گرفت ، براى على بن أبى طالب عليه السّلام چنين نوشت : امّا بعد ، به يقين ، آب از قلهء تپه اى كه نبايد آب آن را فرا گيرد ، گذشته ، و تنگ شتر به نزديك پستانش رسيده ، و كار من از حدّ بيرون شده است ، و در من كسى طمع كرده كه چيزى مانع آن نيست . پس اگر تو خورنده اى بهترين خورنده باش و گر نه مرا درياب كه پاره پاره