كسانى كه در نزد ما ، هستند مىگويند به خدا پناه مىبريم از گزند شيطان و ستم پادشاه ، و تبهكارى « نبطى » ( عامّى ، گروهى از مردم عجم كه در بطايح نواحى عراق سكونت داشتهاند ) آنكه خوى و عادت تازى به خود گيرد ، حضرت فرمود :
بلى ، آيا برايت چيزى بر آن نيفزايم ؟ گفت : چرا ( بيفزا ) . فرمود : و از گزند و بدخوئى عرب ، آنگاه كه خوى نبطى گيرد . من عرض كردم : آن چگونه است ؟
فرمود : او كسى است كه اسلام را پذيرفته باشد و مدّعى سرپرست ديگرى غير از ما باشد ، قطعا برگشتن به بلاد كفر بعد از آمدن به شهرهاى مسلمين است ، پس اين نبطى است كه خوى عربى گرفته است .
و امّا عربى كه خوى نبطى گيرد ، هر كس كه اعتراف كند به دوستى كسى كه به سبب او مسلمان شده است و ادّعا كند او كسى غير از ما بوده ، پس او عربى است كه نبطى شده است .
باب 85 - معنى روايتى كه فرمود : براى زنان همشأن و هم مقامى نيست ، چه براى شايستگان آنان و چه براى مفسدان ايشان
1 - عبد الله بن سنان از يكى از اصحاب روايت نموده ، كه شنيدم : امام