گذشت نقل كرده است . محمّد بن بابويه مصنّف اين كتاب - رحمه الله - گويد از استادم أبو احمد ، حسن بن عبد الله عسكرى خواستم اين خبر را برايم توضيح دهد ، در پاسخم گفت :
رسول خدا صلى الله عليه و آله « كان مفخّما » يعنى در سينهها و چشمها بزرگ بود ( از حيث قدر و منزلت ) ولى بدنش تنومند و چاق نبود و « يتلألأ » پرتو افكن و تابان بود مانند درخشندگى ماه و
« اطول من المربوع و أقصر من المشذّب » مشذّب در لغت عرب ، مرد خوشاندام ، بلند بالا و نيكو خوى را گويند ، گفته مىشود « جذع مشذّب » تنهء نخل خرماست وقتى از پوست و آنچه مانند پوست است پيراسته شود ، و به آن پيراستهها نيز « شذب » گويند .
شاعرى در صفت اسب گفته است :
امّا اذا استقبلته فكانّه
في العين جذع من اوال مشذّب
اما هر گاه به او روى كنم ، در چشم به تنهء درختى مىماند كه از آغاز