وارث ياكمتر از آن باشد وصيّت باطل است ، و گرنه در مخرج آن ضرب مىكنيم تا به رقم اصل مال يابيم .
مثال : از ميّت چهار پسر بجا مانده و براى اجنبى به مثل آنچه كه به يكى از آنها مىرسد به استثناى يك سوم آنچه كه پس اخراج نصيب يكى از آنها از ثلث باقى مىماند ، وصيت كرده و براى شخص ديگر نيز به مثل نصيب يكى از پسران پس از استثناى يك چهارم آنچه از ثلث باقى مىماند وصيّت نموده است ؛ كيفيت تقسيم مال چگونه است ؟
مخرج يك سوم و يك چهارم ، « 12 » است ؛ « 3 » كه مخرج كسر منسوب به مال است در « 12 » ضرب مىشود و عدد « 36 » به دست مىآيد . بررقم « 36 » ، عدد « 7 » كه مجموع يك سوم و يك چهارم « 12 » است ، افزوده مىشود و عدد « 43 » به دست مىآيد كه نصيب يك پسر است .
سپس سهام وارثان و دو نفر مورد وصيت كه « 6 » مىباشد در « 12 » ضرب مىشود و عدد « 72 » به دست مىآيد ، و با افزودن « 7 » برآن ، رقم « 79 » كه يك سوم مال است به دست مىآيد .
ازيك سوم مال « 36 » سهم باقى مىماند كه يك سوم آن « 12 » و يك چهارم آن « 9 » مىباشد ؛ لذا به موصى له اوّل « 31 » سهم ، به موصى له دوم « 34 » سهم ، و به چهار پسر « 172 » سهم تعلّق مىگيرد ؛ پس اصل مال « 237 » سهم قرار داده مىشود .
مثال ديگر : از ميّت « 9 » پسر بجامانده و براى شخصى اجنبى به نصف آنچه كه از يك چهارم پس از خارج كردن نصيب يك پسر از آن باقى مىماند ، وصيّت كرده ، و براى شخص ديگر به يك سوم آنچه باقى مىماند ، و براى شخص سوم به يك چهارم آنچه باقى مىماند ، وصيّت كرده است ، كيفيّت تقسيم مال چگونه است ؟
پاسخ : مخرج يك دوم ، يك سوم ، و يك چهارم ، « 12 » است . و يك دوم ، و يك چهارم و يك سوم از آن ، « 13 » مىشود ؛ « 4 » را در « 12 » ضرب مىكنيم و به عدد « 48 » دست مىيابيم . پس از كم كردن « 13 » از آن ، « 35 » تا باقى مىماند كه نصيب يك پسر است .
سپس « 9 » را در « 12 » ضرب مىكنيم و به عدد « 108 » دست مىيابيم ، از آن « 13 » تا كم مىكنيم ، « 95 » تا باقى مىماند كه يك چهارم مال است .
جواهر الفرائض در ارث با ترجمه فارسى ( فارسى ) قسمت 2 — صفحة 156
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص١٥٦