فصل
كسانى كه داراى دو قرابت گوناگون هستند [ و دو قوم و خويشى با ميت دارند ] هنگام تقسيم ارث دو نفر حساب مىشوند ؛ ليكن پس از آن دو سهم جمع مىشود و به وى داده مىشود . براى كسى كه داراى بيش از دو قرابت است نيز به همين ترتيب عمل مىشود « 1 » .
هامش
كنيم هر عددى بهدست آمد سهام به طور صحيح و بدون كسر از آ ن خارج مىشود . و طبق مبناى خواجه اصل مال را اساس سهام كسانى كه به آنها ردّ مىشود قرار مىدهيم . و اگر در ميان وارثان زوج يا زوجه باشد ابتدا سهم قرآنى زوج يا زوجه داده مىشود سپس باقيمانده را بر اساس سهام كسانى كه به آنها ردّ مىشود ، تقسيم مىكنيم . [ ر . ك :
جواهر ، ج 39 ، ص 351 ] .
( 1 ) . چند نكته در اين باره ذكر مىشود :
1 ) نكته اول - گاه در وارث دو موجب ارث جمع مىشود ؛ حال يا دو نسب و يا دو سبب و يا يك نسب و يك سبب .
گاه نيز بيش از دو موجب ارث دريك نفر جمع مىشود . دراين صورت شخص به واسطهء همه اين موجبات ، ارث مىبرد ؛ زيرا تعدد سبب به منزله تعدد وارث است . البته به دو شرط :
1 - درآنجا كسى كه از اين شخص درهر دو موجب يا يكى از آنها به ميّت نزديكتر است وجود نداشته باشد ؛ بنابراين اگر درميان وارثان كسى كه در هردو موجب به ميّت نزديكتر است وجود داشته باشد ، به واسطهء هيچ يك از دو رابطهاى كه ميّت دارد ارث نمىبرد .
همچنين اگر دريكى از دو موجب كسى كه از او به ميّت نزديكتر است وجود داشته باشد تنها از طريق آن رابطه ارث نمىبرد .
2 - يكى از آن دو موجب مانع ديگرى نباشد ؛ دراين صورت به سبب ممنوع [ رابطه داراى مانع ] ارث نمىبرد و تنها به سبب مانع ارث مىبرد ؛ مثل پسر عمويى كه برادر مادرى باشد ؛ كه دراين صورت تنها به سبب أخوّت ارث مىبرد . يا معتقى كه ضامن جريره يا امام است ؛ كه در اين صورت تنها به ولاى عتق ارث مىبرد . و مانند كسى كه پسرِ پسر عموى ميّت و نيز پسرِ پسر دايى او ، و پسرِ دخترِ دختر عمه او ، و پسرِ دخترِ دختر خاله او باشد ؛ كه در اين صورت به بنوّتِ عمو و دايى ارث مىبرد .
قابل توجه است كه شخص داراى دو موجب ارث ، مانعِ شخص داراى يك موجب كه درطبقه او قرار دارد نمىشود .
2 ) نكته دوم - دو موجب ارث گاه به فرض موجب ارث هستند ، گاه به قرابت ، و گاه برخى به فرض و برخى به قرابت . هريك از اين صور حكم خود را دارد .
و كلاً چهل و هشت صورت تصوّر مىشود به اين بيان :
موجب ارث هشت صورت دارد : دونسب ، بيش از دونسب ، دو سبب ، بيش از دو سبب ، يكى سببى يكى نسبى ، دو نسبى و دو سببى ، دو نسبى و يك سببى ، دو سببى و يك نسبى .