باب دوم : اقرارها ؛
اقرار بر دو قسم است : اقرار به دَين ، و اقرار به وارث .
قسم نخست : اقرار به دَين :
اگر برخى از وارثان اقرار كنند كه دَينى به عهدهء مورّث [ ارث گذار ] است ، سخن آنها در سهم خودشان پذيرفته مىشود و از آنها به مقدار دَينى كه به آنها مىرسيد ، گرفته مىشود .
اگر ميان اقرار كنندگان مرد عادلى وجود داشته باشد ، شهادت وى در بقيه هم قبول مىشود و پس از قسم دادن صاحب دين [ / طلبكار ] از سهام ديگر وارثان نيز [ بهمنظور پرداخت دين ] كم مىشود ؛ چنان كه روش شرع در موارد مشابه چنين مىباشد .
اگر همهء وارثان به دَين اقرار كنند ، بسان آن است كه خود مورّث اقرار كرده است .
قسم دوم ؛ اقرار به وارث :
اگر كسى اقرار كند كه فلانى وارث است ، با چنين اقرارى نسب ثابت نمىشود مگر كسى كه به وارث بودنش اقرار شده [ / مقرّبه ] به خلاف اين نسب مشهور نباشد [ كه در اين صورت علاوه بر وارث بودن ، نسب وى نيز ثابت مىشود ] .
فصل
اگر انسانى به دارندهء يك نسب يا سببى اقرار كند [ مثلاً بگويد فلانى فرزند يا همسر من است ] و وارثى نداشته باشد و شخص مورد اقرار نيز تصديق كند ، از يكديگر ارث مىبرند ، ولى در صورتى كه اقرار كننده وارث ديگرى كه « مقرّبه » حاجب يا مزاحم اوست ، داشته باشد ، چنين اقرارى از وى پذيرفته نمىشود ، مگر بيّنه وجود داشته باشد يا خود وارث اعتراف كند .