دريافت مىكنند و اگر فرزندش نا بالغ باشد ، امّ ولد تا زمان بلوغ فرزندش به حال خود گذاشته مىشود و آن گاه كه بالغ شد ، بر پرداختبهاى مادر خود اجبار مىشود .
در صورتى كه پيش از بلوغ بميرد ، امّ ولد براى پرداخت دَين فروخته مىشود . البته برخى گفتهاند : امّ ولد [ براى پرداخت دَين ] فوراً فروخته مىشود كه اين ديدگاه شايد موافق احتياط باشد .
[ حبوه و طعمه ]
مستحب است شمشير ، قرآن و انگشتر پدر از اصل مال كم شده و به فرزند بزرگتر اختصاص يابد يا اين كه اينها به او اختصاص پيدا كند و در مقابل ، بهاى آنها از سهم ارث وى كم شود . ديدگاه دوم احوط است « 1 » .
همچنين بر پدر ميّت مستحب است يك ششم تركه را به پدر بزرگ يا مادر بزرگ اطعام نمايد ؛ البته اين استحباب در صورتى است كه سهم پدر ميت زياد باشد . اگر پدر بزرگ و مادر بزرگ هر دو موجود بودند ، يك ششم ميان آنها يكسان تقسيم مىشود « 2 » .
هامش
( 1 ) . اين حكم از مختصّات اماميّه است و نزد آنان « حُبوه » ناميده مىشود . شيخ مفيد در اعلام ، ص 53 - 54 مىگويد : « اماميه اجماع دارند كه پسر بزرگتر در ارث بر پسران كوچكتر با شمشير پدر و انگشتر و قرآن وى برترى مىيابد ، و اهل سنت بر خلاف اين اجماع دارند . . .
سپس فقيهان در جنس محبوّ اختلاف كردهاند ، همچنين در وجوب يا استحباب اين حكم اختلاف كردهاند ، چنان كه در شرايط « محبوّله » [ كسى كه حبوه به وى تعلّق مىگيرد ] اختلاف كردهاند .
در مجمع البحرين آمده است : « حَبْوَه از « حبوت الرجلَ حبِاءً » به كسر والف ممدوده به معناى چيزى به وى بدون عوض اعطا نمودم ، مشتقّ شده است . اسم مصدر آن « حُبوه » به ضمّ حاء مىباشد » . در قاموس آمده است : « حبى فلان » يعنى : به او بدون چشمداشت بخشيد .
در صحاح آمده است : « حباه يحبوه يعنى : به او حباء اعطا نمود » .
( 2 ) . شهيد ثانى در مسالك ، ج 13 ص 139 مىگويد : « بر پدر و مادر ميت يا يكى از آن دو مستحب است كه يك ششم اصل مال را به پدربزرگ و مادر بزرگ ميّت [ / پدر و مادر خودشان ] اطعام كنند ؛ البته اين استحباب در صورتى است كه سهم هر يك از پدر و مادر از يك ششم بيشتر شده باشد .
در وسائل ، ج 13 ، ص 137 ، باب 20 از ابواب ميراث ابوين و اولاد ، ح 2 ، از امام صادق ( ع )