اولاد وى ، از آنِ آزاد كنندهء وى مىباشد و در صورت نبود آزاد كننده ، از آنِ پسران وى مىباشد و اگر آنها هم نبودند نوبت به عصبهء « 1 » آزاد كننده مىرسد ؛ يعنى : پدر ، برادران ، اجداد ، عموها ، و پسران آنها .
در صورتى كه آزاد كننده زن باشد ، ارث برده به وى داده مىشود و در صورت نبود او به عصبهء وى - نه پسرانش - داده مىشود ، مگر پسران عصبهء وى باشند « 2 » كه در اين صورت به خاطر وجود رابطهء تعصيب ، ارث مىبرند .
هرگاه غلام با زنى كه توسط غير او آزاد شده ازدواج كند ، ولاء فرزندان اين دو براى آزاد كنندهء مادر آنها مىباشد ؛ و اگر جدّ پدرى آنها آزاد شود ، ولاء به آزاد كنندهء جدّ پدرى منتقل مىشود . اگر پس از آن ، پدر آن فرزندان آزاد شود ، ولاء به پدر آنها منتقل مىشود .
قسم دوم : ولاء ضامن جريره « 3 » .
هامش
( 1 ) . ابن منظور در لسان العرب مادّه « عصب » گفته است : عصبهء شخص عبارت است از :
پسران و نزديكان پدرى او .
عصبه عبارتند از كلاله كه از شخص ارث برند و پدر و فرزند نباشند [ در لسان العرب مادّهء « كلل » آمده است : كلاله كسى است كه هر دو طرف او از وى ساقط شدهاند ؛ بدين معنا كه نه از طرف بالا پدر دارد كه خرج او را بپردازد و نه از طرف پايين فرزند دارد كه هزينهء زندگى وى را متحمّل شود و به ناچار كَلّ و عيال بر مرد يعنى شوهر مادر خود مىشود . پس قيد « پدر و فرزند نباشند » توضيح كلاله است ؛ يعنى كلاله كسى كه نه پدر دارد و نه فرزند . به ديگر سخن اشاره است به اينكه كلاله كسانىاند كه از ميت ارث مىبرند بدون اينكه فرزند او باشند يا پدر و مادر او بوده باشند بلكه برادر يا خواهر او هستند . مترجم ]
( 2 ) . مانند اين كه : زن با پسر عموى خود ازدواج كند و از او بچه دار شود . در اين صورت فرزندان زن جزو فرزندان عموى وى مىباشند و لذا عصبهء وى بوده و به خاطر عصبه بودن - نه فرزند بودن - ارث مىبرند .
( 3 ) . جريره يعنى جنايت و ضمان جريره بدين معناست كه شخص جنايات ديگرى را ضمانت كند و از جانب وى جرايم مالى را كه به عهدهاش ثابت مىشود - بسان ديات - بپردازد و در مقابل پس از مرگ او وارث وى شود .
ضامن جريره در صورتى ارث مىبرد كه وارث نسبى و معتق وجود نداشته باشد اما زوجين سهم اعلاى خود را مىبرند و بقيه به ضامن جريره داده مىشود .
شرط مضمون آن است كه يا سائبه باشد ، يعنى بردهاى باشد كه هيچ ارتباطى ميان او و ديگران وجود ندارد ، مثل بردهاى كه به جهت كفاره آزاد شده است و يا در اصل حرّ باشد و هيچ وارثى از مراحل پيشين نداشته باشد . ر . ك : جواهر ، ج 39 ، ص 255 ؛ شرح لمعه ، ج 8 ، ص 189 . [ مترجم ]