تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
نزول مانند قرآن كه تورات موسى است ، قرار داده است زيرا هنگامى كه عبد اللَّه بن سلام دانست كه كتابى نظير قرآن بر موسى عليه السّلام نازل شده و وحى است و سخن بشر نيست در نتيجهء آن علم ، به وحى بودن و آسمانى بودن قرآن نيز گواهى داده و اعتراف كرده است .
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا
؛ يعنى به خاطر گروندگان به محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ، گفته‌اند تمام پيروان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله افراد پستى هستند و اگر آنچه محمّد آورده خير مىبود اينان بر ما سبقت نمىگرفتند و گفته شده : چون جهينه و مزينه و اسلم و غفّار مسلمان شدند بنو عامر بن صعصعه و غطفان و اسد و اشجع گفتند : اگر دين محمّد صلّى اللَّه عليه و آله خير مىبود گاوچرانها بر ما سبقت نمىگرفتند و عامل در
( إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ )
، حذف شده چون خود سخن بر آن دلالت مىكند و در اصل و إذ لم يهتدوا به ظهر عنادهم ، بوده است .
فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ
؛ نظير گفتار كفّار است كه به قرآن اساطير الأوّلين مىگفتند .
وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى
؛ كتاب موسى مبتدا و من قبله خبر مقدّم است و « اماما » حال از ظرف و به معناى « مؤتمّا به » است مانند فى الدّار زيد قائما ، يعنى پيش از قرآن كتاب موسى در دين خدا براى هر كس كه به آن ايمان مىآورد پيشوا و رحمت بود و همچنين قرآن كتابى است كه كتاب موسى و ديگر كتب پيشين خود را تصديق مىكند و
« لِساناً عَرَبِيًّا »
حال براى ضمير « كتاب » است كه « مصدّق » مىباشد و « مصدّق » عامل آن است يا حال براى كتاب است چون اختصاص به صفت تصديق دارد ، و معناى ( فعل ) اشاره در آن عمل مىكند .
لِيُنْذِرَ الَّذِينَ
؛ لينذر ؛ به دو صورت قرائت شده است ( با تا و يا ) و « بشرى » بر محلّ « لتنذر » كه مفعول است عطف شده و محلّا منصوب است .
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً
؛ « إحسانا » به دو صورت « حسنا - احسانا » قرائت