گفتارتان در پرستش غير خدا دلالت كند .
أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ
؛ يا باقى ماندهاى از علم بياوريد كه از پيامبران اوّليه مانده باشد .
در قرائت شاذّ از على عليه السّلام « أثرة » به سكون « ثاء » روايت شده است و از ابن عباس « أثرة » به فتح ( همزه و ثاء ) نقل شده است بنا بر اين « اثره » مصدر مرّه از « اثر الحديث » به معناى روايت كردن حديث مىباشد و أثره به معناى آثار نيز آمده است يعنى علم ويژهاى كه به شما اختصاص يافته است و ديگران به آن احاطه ندارند ( آگاهى ندارند ) .
وَ مَنْ أَضَلُّ
؛ جملهء استفهامى است و در استفهام ، انكار اين مطلب است كه تمام آنها در گمراهى روشنترى از بت پرستان باشند در صورتى كه بت پرستان موجودات بى جانى را مىخوانند كه به آنان پاسخ نمىدهند و تا دنيا دنياست و تا قيام قيامت توان پاسخگويى به هيچ كس را ندارند و خدايى را كه بر هر چيز توانا و شنوا و پاسخ دهنده است نمىخوانند .
وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ
؛ و هر گاه مردم محشور شوند بر ضدّ آنهايند و دشمنشان خواهند بود بنا بر اين در دنيا و آخرت از آنها در رنج و زيان هستند .
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ
؛ « بيّنات » جمع « بيّنه » و به معناى حجّت و شاهد است يا منظور چيزهاى آشكار است .
لِلْحَقِّ
؛ لام در « للحقّ » نظير لام ، در
لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً
است ؛ [ كافران ] دربارهء مؤمنان چنين گفتند : « اگر اسلام چيز خوبى بود » ( احقاف / 11 ) يعنى براى حق و به خاطر كسانى كه ايمان آوردهاند ، مقصود از حق آيات و نشانههاست و منظور از
« الَّذِينَ كَفَرُوا »
كسانى است كه آيات بر آنان تلاوت شده است و دو اسم ظاهر بجاى دو ضمير نهاده شده تا كفر آنان و حقّانيّت آنچه را كه بر آنها تلاوت شده است تثبيت كند .
لَمَّا جاءَهُمْ
؛ يعنى همان ساعتى كه آيات الهى بر آنها خوانده شد بدون دقّت و