امرى سهل و آسان از اخراج و غير آن فرمان مىدهيم و تقدير آن ، ز ايسر است .
« مطلع » با فتح لام و كسر آن قرائت شده است اسم مكان يا مصدر است يعنى جاى طلوع آفتاب .
عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً
، آن جا ، نه كوهى و نه درختى و نه ساختمانى هيچ چيزى وجود نداشت . كعب مىگويد سرزمين آنها ساختمانها را نگاه نمىداشت در آنجا لانهء جانوران و موجودات زير زمينى وجود داشت كه هر گاه خورشيد طلوع مىكرد داخل آن لانهها مىشدند و هر گاه غروب مىكرد بيرون مىآمدند و به امور زندگانيشان مىپرداختند . بعضى گفتهاند : مقصود از ستر و پوشش ، لباس است .
مجاهد مىگويد : سياه پوستان برهنهاى كه در محل طلوع خورشيد ، هيچگونه پوشش و لباسى ندارند ، عددشان از تمام مردم روى زمين بيشتر است ، « كذلك » امر ذى القرنين چنين است كه بيان داشتيم و آن را به جهت عظمتش به تفصيل بيان كرديم .
وَ قَدْ أَحَطْنا
، ما ، بر تمام آنچه نزد او وجود داشت از قبيل لشكريان و ابزار و اسباب پادشاهى ، احاطهء علمى داريم ، اين دليل بر كثرت و زيادى اين امور است .
بعضى گفتهاند معناى « كذلك » آن است كه همانطور كه به مغرب رسيد به محل طلوع خورشيد نيز رسيد . بعضى گفتهاند معنايش اين است كه خورشيد ، بر مردمى - مانند همان جامهاى كه بر آنها غروب مىكرد مىتابيد .
يعنى اينها هم مثل آنها كافر بودند و حكمشان هم مثل آنهاست ، يعنى كافرانشان كيفر شوند و اهل ايمانشان مورد احسان قرار گيرند .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 93 تا 98 ]
حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً ( 93 ) قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا ( 94 ) قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً ( 95 ) آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً قالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً ( 96 ) فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً ( 97 )
قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا ( 98 )