زخم و يك دمل چركين كه مىخواهد سر باز كند ، بايد مرهمى گذاشت كه دمل هرچه به انفجار و سر باز كردن نزديكتر شود . تكامل در اين مكتب ، جبرى و بىهدف است
مسئلهء تكامل هدفدار و مسئلهء رسيدن ميوه :
روش ديگر اين است كه تكامل تاريخ تكامل هدفدار است ، از قبيل تكامل يك موجود زنده و رسيدن ميوهء درخت و رشد فرد انسانى است
اصل تضاد در اين فلسفه :
اصل تضاد در جامعه به اين معنى حكمفرماست كه همواره نيروهايى در جهت فطرى و طبيعى جامعه كه همان جهت كمال هدايت شده است فعاليت مىكنند
جنگ نيروهاى هدفدار و نيروهاى بى هدف :
و نيروهاى انحرافى مانع ترقى واقعى و سعادت و كمال جامعهاند . جنگ ، جنگ حق و باطل است
در جنگ حق و باطل گاهى حق بر باطل پيروز مىشود و گاهى [ به ] عكس ولى در نهايت امر پيروزى با نيروى حق است :
* ( بل نقذف بالحق على الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق و لكم الويل مما تصفون ) *
تكامل ، پيروزى نيروهاى حق است نه انفجار :
پس هرگاه جامعه در مراحل حركت خود به كمالى مىرسد معنىاش پيروزى نيروى حق است نه انفجار جامعه ، و اصلاح تدريجى موجب تأخير تحول سالم نمىگردد بلكه موجب تسريع آن مىشود
اشاعهء فساد و اباحيت يعنى ترك تقوا ، ديگر ترك فعاليت :
برداشت و تلقى برخى از موعود اسلام ، از نوع اول است و طبق نظر آنها تنها عاملى كه مىتواند به تسريع ظهور كمك كند اشاعهء فساد و ترك فعاليت مثبت است و همهء صلاحها و اصلاحها موجب تأخير ظهور است . اينجاست كه اين نوع انتظار ، گناه و فلج كننده و ميراننده است . ولى برداشت دوم به معنى پيروزى جناح حق است و اينكه جز اهل حق و [ اهل ] باطل - كه در نهايت امر به تعبير حديث شيخ صدوق كه در ورقه هاى موعود اسلام ) * نقل كرديم اهل سعادت به كمال سعادت خود مىرسند و اهل شقاوت به كمال شقاوت خود - نيروى ديگر و طبقهء ديگر نيست . يا بايد جزء اهل باطل بود و در دنيا محكوم
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 411
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤١١