دسيسهء عباسيان ابوسلمه را كشت .
19 . در كتاب صادق آل محمد تأليف محمود منشى ، صفحهء 56 مىگويد :
ابومسلم در مجلس منصور از جانبازيهاى خويش در راه استقرار خلافت عباسى سخن راند و كوشش كرد تا به يادآورى خدمات خويش منصور را آرام كند ، اما منصور در اوج غضب به پاسخ وى اظهار داشت : اى ناپاك زاده ، اگر كنيزى به امر دعوت ما قيام كرده بود در كار خويش توفيق حاصل مىكرد و هرگاه تو بر نيروى خويش قائم بودى به كشتن يك تن قادر نمىشدى .
به نظر ما سخن منصور دور از حقيقت نيست . شخصيت ابومسلم تأثيرى در اين نهضت نداشته است و اين همه مبالغه ها دربارهء او كه او آن نهضت را رهبرى مىكرده است دروغ است . نهضت را خود عباسيان رهبرى مىكردند و هدفشان از كار انداختن بنى اميه و زمامدارى خودشان بود و وسيله شان تحريك احساسات اسلامى مردم ايران و عدم لياقت امويان و مظالم آنان بر آل محمد . آيهء * ( اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا ) * اشاره به مظلوميت آل محمّد بود و نه مظلوميت ايرانيان ، زيرا واقعاً ايرانيان خراسان وضع ناهنجارى نداشتند .
رجوع شود به جلد اول تاريخ ادبيات ايران تأليف براون ، از صفحهء 340 به بعد كه قابل استفاده است ، ايضاً صفحهء 363 .
20 . روش خاص امام كه به قول منصور « الشجى المعترض فى الحلق » بود ، نه بهانه به دست منصور مىداد و نه به او نزديك مىشد
هميشه محفوف به جاسوسان بود ، حتى پيشكارش معلَّى بن خنيس را كشتند .
21 . مىگويند در اوايل قرن دوم هجرى ايرانيان به انگيزهء
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٣٧