كه اسلام به آن وارد شد اين روح تساهل و اعتدال در حال زوال بود . از دو نيروى بزرگ آن دنيا بيزانس در اثر تعصبات مسيحى كه روز به روز بيشتر در آن غرق مىشد هر روز علاقهء خود را بيش از پيش با علم و فلسفه قطع مىكرد . . . در ايران هم اظهار علاقهء خسرو انوشيروان به معرفت و فكر ، يك دولت مستعجل بود و باز تعصباتى كه برزويهء طبيب در مقدمهء * ( كليله و دمنه ) * به آن اشارت دارد هر نوع احياى معرفت را در اين سرزمين غيرممكن كرد .
سه عامل براى نشاط علمى :
زرين كوب از دو عامل اسلامى بحث مىكند : يكى جهان وطنى و مبارزه با تعصبات قومى و نژادى ، ديگر تسامح و تعاهد با اهل كتاب
در واقع عامل سوم كه عامل اصلى است همان تشويق اسلام به علم است كه قبلًا خود آقاى زرين كوب به آن تصريح كرده است . مىگويد :
اين تسامح نسبت به اهل كتاب مبتنى بر نوعى همزيستى مسالمت آميز بود كه قرون وسطى آن را نمىشناخت . . . اين سعهء صدر و تسامح مسلمين از اسباب عمده بود در ايجاد رفاه و آسايش كه تمدن و فرهنگ انسانى بدان نياز دارد .
دعوت قرآن به تفكر و تدبر در كائنات و تدبر در آيات و اعلام برترى و شرافت اهل دانش ، داعى عمده در اين باب بود .
يكى ديگر از مشخصات آن عصر اين بود كه به موجب آزادى و
. تسامح و تحمل عقايد گونه گون ، نوعى جنگ عقايد به وجود آمده بود
عمل امام از نظر نشاط علمى ، عمل امام از نظر جنگ عقايد ، عمل امام از جنبهء اختلاط عناصر :
نشاط علمى ايجاب مىكرد كه امام صادق ميدان را براى ديگران خالى نگذارد و بلكه به قول اميرعلى هندى زعامت اين حركت را بر عهده بگيرد ، همان طورى كه كرد و تا آخر عصر امام هنوز بغداد تأسيس نشده بود و مركز ، مدينه و كوفه بود
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 329
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٢٩