عملش مؤيد و تكيه گاه گفتارش بود ، گفتار بدون كردار جسم بى روح است ، رفتارش ضد تبعيض و ضد اشراف بود و با مردم خرده پا رفاقت مىكرد :
4 . با عمل خويش به گفته هاى خود نيرو و جان مىداد ، با مردم خرده پا رفاقت و دوستى مىكرد .
5 . رفتارش ضد تبعيض و ضد اشرافى بود .
6 . از تكبر نفرت داشت ، لهذا دستور داد قباهاى بلند را كوتاه كنند ، بر الاغ برهنه سوار مىشد و بر خاك مىنشست ، با اصحاب كار مىكرد و قهراً ارباب قريشى و غلام حبشى با هم كار مىكردند مثلًا در ساختمان مسجد مدينه .
7 . رفتارش ساده ، دلش پرمحبت ، روحش زيبا و عظيم ، و صدايش طنين و جاذبهء مخصوص و نگاهش برق و نفوذ مخصوص داشت كه دلها را مىگرفت .
8 . مردم در عين حال به او به چشم يك دوست مىنگريستند ، نه تنها يك فرمانده و رهبر نظامى و حتى يك پيغمبر . به اصحابش آزادى مىداد .
9 . او با اينكه يك سلطان شرقى بود به پيروانش آزادى ، برابرى ، برادرى داده بود .
10 . از مداحى و چاپلوسى و تملق تنفر داشت .
11 . با بردگان ، حتى با اسيران خوشرفتار بود .
12 . شجاعت و لياقت فرماندهى خارق العاده و كوچك شمردن مرگ در چشم خود و چشم ديگران
13 . داستان يهودى كه خاكستر بر سرش مىريخت و مريض شد و پيغمبر به عيادتش رفت
14 . زندگىاش ، رفتارش ، خصوصيات اخلاقىاش الهام بخش محبت ، قدرت ، خلوص ، استقامت و بلندى انديشه و زيبايى روح بود .
15 . صولت نگاه نافذ او و سطوت روح فاتح ، دلها را مسخر مىكرد .
16 . خلق و خوى پيغمبرانه به طور كلى با خلق و خوهاى ديگر از قبيل شاهانه ، حكيمانه ، عارفانه ، زنانه متفاوت است .
اين را به دو نحو مىتوان بيان كرد : يكى به اين نحو كه پيغمبر
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 31
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣١