پيش آمد . در اينجا حتماً مقايسه شود با روش انوشيروان ، داستانى كه كريستين سن در صفحهء 404 كتاب خود آورده است .
34 . در تبليغ توجهش بيشتر به مكه بود ، چرا ؟ چون مكهام القرى بود ، مركز بود ، معبد بود ، چشمها همه به مكه بود ، فتح مكه فوق العاده اثر مطلوب داشت . مثلًا در ايران صداى تهران است كه به همهء ايران مىرسد ، تبليغ در تهران تبليغ در ايران است همچنان كه مثلًا نيويورك مورد توجه همهء دنياست ، فعاليت در آنجا در همهء پايتختها مؤثر است . اين خود نكته اى از سيرهء آن حضرت است .
35 . شرح صدر يعنى عقده و كينهء شخصى نداشتن و تحت تأثير احساسات و كينه توزى قرار نگرفتن و همهء مصلحت را رعايت كردن و بالاخره تنگ نظرى و سختگيرى نداشتن . عفوها و گذشتها در فتح مكه و جريانهاى ديگر ، اين را نشان مىدهد .
براى يك قائد ، شرط اول شرح صدر است . از كلمات خود آن حضرت است : * ( آلة الرياسة سعة الصدر . ) * قائد باشخصيت آن كس است كه با احدى حساب شخصى نداشته باشد .
يكى ديگر از آثار شرح صدر ، ظرفيت داشتن است . افراد كم ظرفيت تحملشان كم است ، زود منفجر مىشوند ، قهر مىكنند . صبر و تحمل پيغمبر در مقابل ناملايمات عجيب است .
پس پيغمبر كينه و عقده نداشت ، عفو داشت ، تحمل و ظرفيت داشت .
36 . در دعوت متحرك بود ، * ( « طبيب دوّار بطبّه » بود ، به طائف رفت ، ايام حج از شعب ابيطالب خارج مىشد و در ميان مردم طواف مىكرد و تبليغ مىنمود ، على را به يمن فرستاد ، همچنين معاذ بن جبل را مصعب بن عمير را به مدينه فرستاد ، از همه بالاتر سفير نزد همهء رؤساى كشورهاى بزرگ جهان فرستاد .
37 . قدرت عجيب مديريت . مديريت غير از هدايت است
مديريت قدرت استخدام نيروها و مجتمع كردن و متمركز كردن آنهاست . نفوذ فوق العادهء رسول اكرم و ايجاد شيفتگى در مردم تا
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٥٥