تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
گر توانى شكر اين رستن بگو كز بت باطن همى برهاند او سر ز شكر دين از آن برتافتى كز پدر ميراث ارزان يافتى مرد ميراثى چه داند قدر مال رستمى جان كند و مجّان يافت زال
9 . سنايى :
شهادت گفتن آن باشد كه هم ز اول درآشامى همه درياى هستى را بدان حرف نهنگ آسا نيابى خار و خاشاكى در اين ره چون به فرّاشى كمر بست و به فرق استاد در حرف شهادت لا گواه رهرو آن باشد كه سردش يا بى از دوزخ نشان عاشق آن باشد كه خشكش بينى از دريا
10 . گفتيم توحيد ، هم جنبهء منفى دارد و هم جنبهء مثبت . اكنون مىگوييم كه توحيد ايمان و تسليم است و در عين حال جزئى از كفر و عصيان و تمرد دارد . كفر در ايمان منطوى است . ايجاب و سلب است ، فصل و وصل است . آنچه نه پيوند يار بود بريديم . * ( يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة و لاتتبعوا خطوات الشيطان . ) * بوعلى براى عقل مىگويد كه بايد جزئى از تسليم و جزئى از عصيان و تمرد داشته باشد . مىگويد : من تعوّد ان يصدق به غير دليل فقد انخلع من الكسوة الانسانية . 11 . گفتيم اسلام رستاخيز انسانيت است . لامارتين مىگويد . . . ( 1 ) در يك جلسه اى از من دعوت شده [ بود ] كه جلسهء هفتگى دينى بود و در آنجا چند نفر توده اى پيدا شده بودند و تبليغاتى عليه دين
هامش
( 1 ) [ در نسخهء اصل دستنويس مطلب ناتمام مانده است . ]