* ( ما بال القرآن لايزيد الَّا غضاضة ؟ قال : لانه لم ينزل لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس ، بل نزل لكل زمان و لكل الناس و لذلك ففى كل زمان جديد . ) * .
7 . تشبيه قرآن به طبيعت كه طبيعت كهنه نمىشود و قوانين آن همواره ثابت است . بحث دربارهء اينكه قرآن ظرفيت تدبر و تفكر عميق و فوق العاده دارد و لهذا همواره از زمان پيش است .
ايضاً جملهء * ( العالم بزمانه لاتهجم عليه اللوابس . ) * .
8 . چرا اسلام قابليت پايدارى دارد ؟ براى اينكه اسلام روى عناصر ناپايدار يعنى جنبه هاى مادى زندگى يعنى ساخته هاى خود بشر ، آن هم ساخته هاى مادى نه غالب ساخته هاى فرهنگى و عناصر معنوى ، تكيه نكرده است و همچنين روى يك عنصر مادى خاص مثلًا بدن پيغمبر اكرم تكيه نكرده است يا يك درخت معين . حتى كعبه يك زمين معين است نه ديوارها .
ثانياً اصول اولى و اصول ثانوى ، عناوين اولى دارد و عناوين ثانوى ، و به عبارت ديگر انشاء احكام على نحو قضاياى حقيقيه است . به عبارت ديگر تكيهء اسلام روى اصول و كليات اوليه است ، اصول ثابت دارد و فروع متغير و تابع اصول ثابت . ثالثاً داراى اصل تزاحم است و براى عقل حق اجتهاد و حق تشخيص اهمّ و مهم داده است .
9 . جملهء مولى : * ( لا تؤدّبوا اولادكم . . . ) * .
اسلام و مقتضيات زمان - رابطهء بطون قرآن با بالا رفتن . سطح بينشها
عطف به آنچه در مقالهء « ختم نبوت » اواخر مقاله دربارهء بالا رفتن سطح اجتهادها و رابطهء آن با بطون قرآن بحث كردهايم ، رجوع شود به مقدمهء سلمان پاك ، صفحهء 17 - 19 و صفحهء 25 .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 98
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٩٨