ثانياً گرايش بيشتر ايرانى به تشيع به همان دليل است كه به اسلام گراييده است يعنى علت گرايش ايرانى به اسلام رفعت تعليمات اسلامى و بيرنگى آن از يك طرف ، و بىتعصبى و حقيقت جويى ايرانى از طرف ديگر بوده است ( 1 ) .
8 . عطف به نمرهء بالا ، اساساً عكس العمل ايرانى در برابر اسلام و عرب با عكس العملش در برابر يونانيان و مغول و ساير اقوام متفاوت بوده است .
9 . سه مطلب دربارهء ايران اسلامى : .
الف . هيچ ملتى به اندازهء ايران يكسره مغلوب نشد .
ب . هيچ ملتى به اندازهء ايران ، بعد قدرت نظامى و سياسى به دست نياورد و استقلال سياسى تحصيل نكرد .
ج . هيچ ملتى به اندازهء ايران مذهب خود را رها نكرد .
10 . اسلام خون تازه در عروق ملتها روان كرد ، مغزها و قلبها را اشباع كرد ، به زندگى مردم سر و سامان داد .
11 . مسئلهء دو قرن اسارت و كتاب زندگانى امام حسين .
12 . ايرانيان صدر اول : ابوحنيفه ، بخارى ، ليث بن سعد ، ابوعبيده ، معمر بن مثنى ، حسن بصرى ، ابن سيرين ، و اصل بن عطا ، طبرى ، يعقوبى ، مسعودى ، سيبويه ، كسائى .
13 . حنفيه بيش از شافعيه عليه زنادقه حساسيت داشتند .
14 . مالك و ثورى با اينكه عربند ( و همچنين ائمهء شيعه ) عربى و عجمى را كفو يكديگر مىدانند ، بر خلاف ابوحنيفهء ايرانى .
15 . اسلام سلمان و كتاب زندگانى امام حسين .
16 . نامهء پيغمبر ، [ ] سلمان و كتاب زندگانى امام حسين
هامش
( 1 ) رواياتى در سفينه ، مادهء « عجم » و مادهء « ولى » دارد راجع به تعصب عرب و بى تعصبى ايرانى .