192 - 195 ) يا : * ( و نزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شىء و هدى و رحمة و بشرى للمسلمين ) * ( سورهء نحل ، آيهء 89 ) يا : * ( يا ايها الناس قد جاء كم برهان من ربكم و انزلنا اليكم نوراً مبيناً . فأما الذين امنوا با لله و اعتصموا به فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل و يهديهم اليه صراطاً مستقيماً ) * ( سورهء نساء ، آيهء 174 و 175 ) و امثال اين آيات - كه زياد است - همهء اينها تمام قرآن را شايستهء تدبر دانسته و نور مبين ، نه بعضى از آنها مثلًا محكمات را ، و الَّا مىگفت فقط در محكمات تدبر كنند نه در متشابهات ، بعلاوه مرز مشخصى ميان محكمات و متشابهات قرار مىداد مثلًا سوره هاى محكمه و سوره هاى متشابهه و يا به نحوى ديگر آيات متشابهات را مشخص مىكرد ، و الَّا پخش آيات متشابههء غير جايز ( 1 ) و يا غيرقابل تدبر در ميان آيات محكمهء لازم التدبر نقض غرض است .
همچنين روايات و خطبى كه از رسول خدا و اميرالمؤمنين در امر به تدبر در قرآن رسيده عموميت دارد .
بعلاوه ، تحدى به قرآن شده است . نامفهوم بودن همه يا بعضى از آيات قرآن با تحدى به آن منافى است .
20 . از اينجا بايد ببينيم كه معناى متشابه چيست . آيا متشابه يعنى آياتى كه عمداً لغز و معماوار گفته شده است ؟ مثل اينكه مىگويند محيى الدين گفت : اذا دخل السين فى الشين ظهر قبر محيى الدين ، و يا فردوسى گفت ( آنچنان كه منسوب است ) :
كف شاه محمود كشورگشاى
نُه اندر نُه آمد سه اندر چهار .
يا مولوى مىگويند گفته است :
احتلام انبيا از پس بود
هركه از شيطان گريزد كس بود .
يا شاعر ديگر مىگويد : ز روى يار خواهم ضد شرقى به .
خلاصه طورى سخن گفتن كه از قبيل لقمه را از پشت گردن بردن است و به اصطلاح اكل از قفاست كه نوعى تفنن شاعرانه است .
هامش
( 1 ) [ يعنى غير جايز التدبر ]