صفحهء 9 عقايد اشاعره را اينطور خلاصه مىكند : .
1 . احكام خدا مبنى بر مصلحتى نيست .
2 . چيزى در عالم علت چيزى نيست .
3 . در اشياء خواص و تأثير نيست .
4 . خدا نيكان را ( اگر ) بى جهت سزا دهد ، بى انصافى نيست .
5 . انسان را در افعال خود قدرت و اختيار نيست .
اما عقايد يك نفر فلسفى ( معتزلى ) اينطور است : .
تمامى كارهاى خدا و احكام خدا مبنى بر مصلحت است و حتى ذرهاى خالى از مصلحت نيست .
او نظام عالم را براساس مضبوط و با قاعده اى استوار ساخته كه هيچ وقت خللى در آن راه نمىيابد .
در اشياء خواص و تأثيرى گذاشته كه هيچ وقت از آنها منفك نمىشود .
او انسان را در افعال خويش مسئول و مختار قرار داده است .
در صفحهء 12 مىگويد : .
محدثين سرگرم كار خود بودند و آنقدر سرگرم نقل و نقد حديث بودند كه صداى مردم به گوششان نمىرسيد . لهذا وقتى كه از آنها سؤال مىشد خدا كه جسم نيست چگونه بر عرش مىنشيند ، مىگفتند : الكيف مجهول و السؤال بدعة .
در صفحهء 14 مىگويد : .
اگرچه براى اختلاف عقايد ، تمام عوامل و اسباب فراهم بود لكن آغاز آن از سياست و پوليتيك يا مقتضيات مملكتى بوده .
در زمان امويان چون بازار سفاكى رواج داشت قهراً در طبايع شورش پيدا مىشد ، لكن هر وقت كلمهء شكايتى از زبان يكى در مىآمد طرفداران حكومت حواله به تقدير كرده ، به اين
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 226
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٢٦