بحث عقلىگر در و مرجان بود
آن دگر باشد كه بحث جان بود .
ايضاً مىگويد :
پاى استدلاليان چوبين بود
پاى چوبين سخت بىتمكين بود .
16 . امتيازات معرفت افاضى از معرفت استدلالى : .
الف . معرفت افاضى در عين اينكه جنبهء شخصى دارد ، راه عمومى است و براى هركسى كه راه اخلاص را پيش بگيرد ميسر است و براى هركس پيمودن راه اخلاص ميسر است .
ب . معرفت افاضى از نوع ذوق و چشيدن است و معرفت استدلالى ، توصيفى يعنى اولى مثل اين است كه كسى قند را چشيده باشد و دومى مثل اين است كه كسى قند را نچشيده و وصف آن را اجمالًا شنيده كه چيز شيرينى است .
ج . معرفت افاضى قرصتر و محكمتر و غيرقابل تشكيك است بر خلاف معرفت استدلالى كه تا حدى قابل تشكيك است و به قول مولوى پاى چوبين است و بىتمكين است .
د . معرفت افاضى شور و هيجان و عمل و جرأت و محبت توليد مىكند و به عبارت ديگر با احساسات سرو كار دارد و سراپاى وجود انسان را روشن مىكند و نيرو مىبخشد ، بر خلاف معرفت استدلالى كه فقط عقل را خاضع و قانع مىكند . ( العارف شجاع و كيف لا ؟ ) .
ه . معرفت افاضى آثارى از قبيل خوف و خشيت و خضوع و رقّت قلب مىبخشد كه در معرفت استدلالى اين صفات نيست . در معرفت استدلالى فقط عقل و فكر به سوى خدا سلوك مىكند ولى در معرفت افاضى انسان به تمام وجود خود به حق نزديك مىگردد . از اين جهت است كه معرفت استدلالى تأمين كنندهء سعادت نيست و آثار سوء اخلاق بد را قادر نيست از روح انسان ريشه كن كند و مصداق « * ( و اشرقت الارض بنور ربها ) * » را به وجود آورد .
خرّم آنها كه هر دو مرتبه را حيازت كردهاند .
17 . رجوع شود به ورقه هاى تفقه و تفكر ، يا تعبد و تسليم ) * . در