شخصيت و شغلشان توأم مىشود . يك استادكار و يك هنرمند غربى عاشق كار و مصنوع و محصول خود بوده ، آن را زيبا و موزون مىسازد ، حاضر نيست از باطن و واقع آن چيزى فداى ظاهر و فروش نمايد .
در حقيقت بايد جنبهء معنا را بر ماده تقويت كرد ، و اين است معناى تقدم معنا بر ماده و اينكه اساس زندگى حقيقى معناست نه ماده و به اين دليل مغرب زمينىها بيشتر اهل معنا مىباشند تا ما . ما خيال مىكنيم با خواندن و تكرار كردن اشعار عرفانى و دم از جام وحدت زدن و از عشق ازلى گفتن و خود را عاشق بيقرار خدا معرفى كردن كه آخرين كلاسها و آخرين مراحل معنويت است ( يعنى خودش ، نه گفتنش ) ( 1 ) ما اهل معنا هستيم ، در صورتى كه مرتبهء اول اهل معنا شدن اين است كه انسان تنبل و بىمسلك و ريزه خوار و شكم پرست و متملَّق به خاطر پول و رياكار نباشد .
مال - فقر و علمايى كه در چنگال فقر گرفتار بوده اند
رجوع شود به ظهرالاسلام ج 1 ، ص 117 . . .
مال و سخا و بخشش
ديوان حاتم طايى ص 118 و انوار الربيع ص 154 :
انادىّ ان المال غاد و رائح
و يبقى من المال الاحاديث و الذكر
هامش
( 1 ) [ عبارت داخل پرانتز از استاد شهيد است . ]