براى مبارزه با طبيعت و با انسانها و با نفس امّاره .
نماز سبب ذكر ، و ذكر سبب سعهء صدر مىشود :
زيرا نماز باب ذكر است و ذكر سعهء صدر به انسان مىدهد ، برعكس اعراض از ذكر كه موجب معيشت ضنك مىگردد : * ( و من اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكاً . . ) * .
آياتى كه اشاره دارد نماز روح را سبك مىكند :
آياتى در قرآن كريم هست كه تلويحاً آثار روانى عبادت را ذكر مىكنند ، مثل اينكه در آخر سورهء حجر مىفرمايد :
و لقد نعلم انك يضيق صدرك بما يقولون . فسبح به حمد ربك و كن من الساجدين . و اعبد ربك حتى يأتيك اليقين .
و در سورهء طه ، آيهء 130 :
فاصبر على ما يقولون و سبح به حمد ربك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها و من اناء الليل فسبح و اطراف النهار لعلك ترضى .
ايضاً آخر سورهء « ق » و همچنين : * ( و من اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكاً . ) * رجوع شود به ورقه هاى روح و بيماريهاى روحى .
نماز و تمدن
مشكلاتى كه تمدن جديد براى نماز ايجاد كرده است بيشتر مربوط به خانمهاست . آرايشهاى مخصوص سر ، آرايشها و توالتهاى صورت و تقيدات بى جا به آنها ، لاك كردن ناخنها و حتى بلند كردن ناخنها ، اينها امورى است كه امروز با نماز تغاير دارد . ولى بايد ديد آيا اينها انحراف زمان است يا پيشرفت و آيا يك انسان اينقدر بايد اسير تجمل و خودسازى باشد ؟ آيا اين امور شأن يك انسان واقعى است يا