تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
اى تو در پيكار خود را باخته ديگران را تو ز خود نشناخته تو به هر صورت كه آيى بيستى كه منم اين وا لله آن تو نيستى
مجلهء راديو ، شمارهء نوروز 1341 ، از اشعار حاج ميرزا حبيب رضوى :
يك امشبى كه تويى در برابرم سرمست گمان مبر كه خبر از وجود خويشم هست نشسته اى تو ، من و شمع ايستاده به پاى تو مست باده و من مست چشم باده پرست قسم به جان تو كز جان و از جهان برخاست هرآن كه يك نفس از براى عيش با تو نشست نهاد دل به تو و از همه جهان برداشت گشاد در به تو و بر رخ دو عالم بست به خيال نيز نمىآيد اين خيال كه تو نشسته باشى و من ايستاده جام به دست گذشته كار حبيب اين زمان چه مىخواهى فتاد ماهى در آب و رفت تير از شست
رجوع شود به ظهر ورقهء قلب و هدايت آن ، حديث كافى ، جلد 2 ، صفحهء 130 . راجع به اقسام لذت روحى و جسمى ، رجوع شود به جلد سوم اخوان الصفا ، صفحهء 71 .

لذات معنوى

وسائل ، جلد 1 ، صفحهء 13 : الكافى عن ابى عبدا لله عليه السلام قال : فى التورية مكتوب يا ابن ادم تفرغ لعبادتى املأ قلبك عنى و لا اكلك الى طلبك و علىّ ان امسدّ فاقتك و املأ قلبك خوفاً منى و الَّا تفرغ لعبادتى املأ