شرط بايد تأمين شود :
1 . اگر بدن فيزيكى ما كه تحويل يابنده و فانى شونده است از بين مىرود ، تدبيرى بينديشيم كه چيز ديگرى و يادگارى بجا بماند .
2 . نظر به اينكه افراد و اجزاء از بين مىروند ( تحويل مىيابند ) ولى اجتماع يا مجموعهء مواد و انرژيها كه دستگاه خلقت را تشكيل مىدهند ازلى و باقى است ، به يك ترتيب و تمهيدى ما بين خود و اين مجموع ثابت زنده پيوندى بزنيم به طورى كه ضامن و حافظ ما تا روز موعود مفروض باشد .
3 . پيوند را طورى بزنيم و خود را طورى بسازيم كه سنخيت و تناسب با طبيعت و دستگاه خلقت داشته ، هم خوب محفوظ بمانيم و هم اگر احياى مجدد حاصل شد رشد سريع و برخوردارى كامل بيابيم .
چرا حيوان معاد ندارد ؟
چون شخصيت ( آثار بيرون از خود ) ندارد ! ! :
صفحهء 238 :
وسيلهء شرايط اول و دوم را طبيعت براى ما فراهم كرده است .
علاوه بر محيط فيزيولوژيك حيوانى كه تخريب شونده است ، انسان حائز يك محيط ديگرى نيز مىباشد كه از طريق آن ارتباط با ساير افراد و موجودات و با غير خود پيدا مىكند :
محيط نفسانى يا پسيكولوژيك . محيط پسيكولوژيك وسيلهء پيوند و اتصال و ابقاى شخص مىشود . . . حيوانات چون اختيار ندارند و گله وار با چوبدستى چوپانِ غرائز رانده مىشوند فاقد شخصيتاند ، احساسات و عواطف هم ندارند . بنابراين تمام عملها و عكس العملهاى آنها اختصاص و انحصار به وجود محدود بىنهايت كوچك خود داشته ، انس و علاقه به خارج و ارتباط به غير پيدا نمىكنند و در بيرون ، محل و اثرى كه معرف شخصيت باشد نمىگذارند . حتى دلبستگى حيوان به نوزاد تا
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٦٩